فمینیسم

نوشته های منتقدانه بر فمینیسم

موضع گیری "فرهمندپور" علیه سرمایه گذاری برای آموزش و اعتلای فکری مردان

سایت صراط گزارشی را از سخنرانی خانم فهیمه فرهمند پور (مشاور وزیر کشور در امور بانوان و خانواده  دولت آقای روحانی) ذکر کرده که در آن جمله جالبی از ایشان عنوان شده که خوراک این مطلب وبلاگ ماست.

در خبر آمده است:

"وی متولی آموزش زنان و مردان را آموزش و پرورش عنوان کرد و افزود: مسئله زنان در جامعه مسئله زنان نیست بلکه برای همه مخاطبان جامعه است. مشاور وزیر کشور در امور بانوان و خانواده تصریح کرد: سلامت، آموزش، امنیت و قوت روان زنان برای جامعه هزینه نیست بلکه سرمایه آن است. وی با اشاره به اینکه حدود ۸ درصد مخاطبین دوره های آموزشی و مهارت های زندگی مردان هستند، اظهارداشت: چطور انتظار دارید که خانواده بدلیل توجه بیشتر به مردان در جامعه تحکیم پیدا کند."

برای مشاهده تصویر در اندازه بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید.    

فهیمه فرهمندپور

حالا سوال و انتقاد چالشی ما به این خانم محترم این است که:

1- مگر مردان 51 درصد جامعه را تشکیل نمی دهند؟ پس لزوما باید 51 درصد بودجه فرهنگی و اجتماعی کشور برای پسران و مردان خرج گردد.

2- شما که دانشگاهی و تحصیل کرده هستی بهتر از عامه جامعه می فهمی که «آموزش» اهمیت و نقش تعیین کننده ای  در ارتقای سطح زندگی انسان دارد. ولی تعجب برانگیز است که علیه آموزش و سرمایه گذاری برای اعتلای مردان موضع گیری می کنید؟

3- علت بی توجهی و عدم رغبت مردان به کلاس های زنانه و بی خاصیت شما، به خاطر ذات فمینیستی آنهاست. شما می خواهید مطالبی که خودتان نوشته اید و با فطرت مردانه پسرها و مردانه ناسازگار است مورد توجه مردان قرار بگیرد و آنها از این برنامه ها استقبال کنند؟

4- ضمنا مگر چند رسانه و روزنامه و مجله و سایت و برنامه تلویزیونی بر روی مسائل و مشکلات «مردان» تمرکز کرده اند که توقع دارید مردان نسبت به مطالبات جنسیتی و اعتلای فکری و فرهنگی خود حساس باشند؟

5- اگر می خواهیم مردان از برنامه های فرهنگی استقبال کنند باید همان طور که بودجه های کلانی برای «جنس زن» اختصاص می دهیم و مطالبات و مشکلات آنها را به تیتر یک رسانه های خبری تبدیل می کنیم و حساسیت عمومی را برای مشکلات آنها بر می انگیزیم می بایست برای مردان نیز سرمایه گذاری کنیم. مطمئن هستم که شما بهتر از من به این مسئله واقفید! ولی نمی دانم چرا به جای ارائه راه حل صحیح، مسئله را پاک کرده اید و در برابر آموزش و اعتلای مردان موضع گرفته اید؟

6- اگر شما مخالف ارتقای سطح فکری مردان جامعه و هوشمند شدن آنها در قبال کلاه گشادی که «فمینیست های چادری» طی سی سال اخیر بر سرشان گذاشته اند هستید که حرفی با شما نداریم. ولی اگر دغدغه حفظ بنیان خانواده را دارید، مردان نیمی از این پیوند را تشکیل می دهند که اتفاقا مهمترین بخش آن نیز هستند. زیرا اگر مردی پا پیش نگذارد و به خواستگاری دختر و زنی نرود این پیوند مقدس شکل نمی گیرد.

7- در رد حرف شما به راهکار های استقبال مردان از برنامه های فرهنگی برای خانواده اشاره می نماییم:

الف: حمایت از شکل گیری جنبش ها و سمن های جنسیتی مردان (الآن حتی یک سمن مرد محور نداریم ولی در عوض حدود 1800 سمن جنسیتی زنانه فعال در کشور داریم)

ب: حمایت از روزنامه ها و مجلات جنسیتی مردان و تکلیف کردن روزنامه ها برای پوشش دادن مسائل و مشکلات مردان با عنوان کردن «مردان و پسران» در تیتر های خود به جای کلی گویی.

ج.  ایجاد برنامه های فرهنگی مردان با سپردن سرفصل های برنامه به دست فعالان حقوق مرد و تدوین برنامه ها با توجه به رویکرد جنسیتی مردان (به جای آنکه مفاهیم فمینیستی را در لابلای کتاب ها و متون بگنجانیم)

نتیجه آنکه: 12 میلیون جوان مجرد در کشور داریم که نصف آنها پسر هستند. تا وقتی پسران از لحاظ اقتصادی و فرهنگی توانایی ازدواج نداشته باشند به خواستگاری دخترها نخواهند رفت و کاهش آمار ازدواج به معنای «تزلزل بنیان خانواده» به دلیل رو آوردن جوانان به روابط نامشروع است.

سند: لینک مطلب در صراط / عکس مطلب

۱۳ اسفند ۹۳ ، ۱۳:۰۳ ۱۵ نظر
مدیر

یک سوال از فریده غیرت: بی توجهی به حقوق و مطالبات مردان، خشونت نیست؟

روزنامه قانون در صفحه اول روزنامه 13 اسفند 93 خویش از قول فریده غیرت عنوان کرده : "بی توجهی به همسر خشونت است". در همین راستا کامنتی در ذیل این مطلب در روزنامه قانون ارسال کردیم و منتظریم ببینیم آیا تایید می شود و پاسخ ایشان را در بر دارد یا خیر؟

روزنامه قانون

پرسش ما از خانم فریده غیرت:

از خانم غیرت که حضور فعالی در روزنامه ها و سایت های روشنفکر اعم از قانون، شهروند امروز، تابناک و ... دارند یک سوال دارم:
در لایحه بودجه سال 94 حداقل 100 میلیارد و 151 میلیون تومان برای زیر ردیف های «زنان» اختصاص داده شده است. یعنی ردیف هایی که نام «زنان» صریح در آن بیان شده است. این بودجه مستقیم دستگاه های زنان است. ولی حتی یک ردیف برای «مردان» در لایحه بودجه سال 94 قید نشده است. بله درست فهمیدید! حتی 1 ردیف هم نیست. در حالی که زنان 49 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند و مردان 51 درصد.
از بودجه غیر مستقیم کشور نیز به دلیل نرخ بالای کارمندان زن دولت (مثلا آموزش و پرورش 70 درصد کارمندانش زن هستند یا اداره ثبت اسناد و مالکیت صنعتی 80 درصد کارمندانش زن هستند) درصد بیشتر آن به زنان تعلق می گیرد.
از بودجه های دیگر دستگاه ها نیز رقم های بزرگ دیگری نیز برای طرح های زن محور خرج خواهد شد.
دولت نیز در نظر دارد نرخ اشتغال زنان را در نیز در سال های آینده از مردان بیشتر کند. یعنی اگر 100 شغل ایجاد شود قرار است بیش از 50 الی 60 درصد به زنان و دختران تعلق گیرد.
حالا سوالی که من از ایشان می پرسم این است که بی توجهی به جنس مرد که 51 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهد و عدم پوشش مطالبات آن ها از سوی رسانه هایی مثل روزنامه قانون خشونت نیست؟
آیا در جامعه ای که طبق قوانین تمام مسئولیت های اقتصادی خانواده بر دوش مرد است و پسران در این کشور حداقل 2 سال به خاطر سربازی از زندگی عقب می مانند و نرخ بیکاری پسران تحصیل کرده از دختران تحصیل کرده تقریبا 2.5 برابر بیشتر است بی توجهی به حقوق و مطالبات پسران خشونت نیست؟

فریده غیرت

جملات برگزیده از این زن فعال حقوق زنان:

فریده غیرت: "این حقوقدان مهم‌ترین عوامل ایجاد خشونت میان زن‌و شوهر را اعطای اختیارات بیشتر به مرد دانست و توضیح داد: در قانون مدنی ما به مردها اختیارات بیشتری نسبت به زنان داده شده که این اختیارات بیشتر موجبات تبعیض را فراهم می‌کند. خواه‌ناخواه اختیارات بیشتر و تبعیض ایجاد خشونت می‌کند زیرا درراستای این تبعیض مرد برای خود حق بیشتری قائل است و زن نیز حق کمتری برای خود قائل می‌شود."

» » زنان از حق مهریه، نفقه، اجرت المثل برخوردارند. 13 شرط در اسناد ازدواج قید شده که مردان را مجبور می کند برای ازدواج برای دختر مد نظرشان آنها را امضا کنند. هیچ یک از این شروط به نفع مردان نیست. یکی از این شروط این است که در زمان طلاق، زن حق دارد 50 درصد ثروت بدست آمده از سوی مرد را تصاحب کند (علاوه بر مهریه). این همه امتیاز به نفع زن هست که هیچ کدام برای مردان نیست.

فریده غیرت

فریده غیرت: "وقتی تبعیض‌ها از بین برود و همه افراد شرایط، وظایف و اختیارات مساوی داشته باشند زمینه بروز خشونت ایجاد نمی‌شود" .

» » در کشورهای غربی به خاطر اتخاذ «سیاست های فمینیستی» و از بین بردن تفاوت ها (به قول شما تبعیض ها) روز بروز به آمار خشونت علیه زنان افزوده می شود. اصولا فمینیسم باعث افزایش آمار خشونت در خانواده ها می شود. نگاهی به آمار ضرب و شتم و تجاوز و قتل زنان در کشور های غربی بیاندازید. افلا تعقلون؟

فریده غیرت: فریده غیرت در پاسخ به این سوال که راه اثبات خشونت‌ها چگونه‌ است، توضیح داد: متاسفانه اثبات خشونت‌های غیرفیزیکی، کلامی و بدرفتاری‌هایی که از سوی مرد اعمال می‌شود برای خانم ‌ها بسیار مشکل است. 

» » اگر اثبات خشونت فیزیکی برای زنان در دادگاه مشکل است به خاطر بوروکراسی اداری است. وگرنه قانون این حق را برای زن باز گذاشته است. ولی مردان چطور می توانند خشونت های روانی همسران خود را تحمل کنند؟ دختری با عشوه گری و دلبری خود پسری را گرفتار عشق می کند و آنگاه به او جواب رد می دهد. زنی همسرش را در خانه تحقیر می کند و به او زخم زبان می زند. این خشونت ها را مردان چطور می توانند محکوم کنند. هیچ قانونی برای مجازات زنان به دلیل خشونت های روانی شان وجود ندارد و در واقع نیز چنین چیزی غیر ممکن است.

فریده غیرت

فریده غیرت:  "ما بارها پیشنهاد کردیم تغییراتی در قوانین و مقررات ایجاد شود. وضع قوانین باید برحسب شایسته‌سالاری باشد. کسی باید از امتیاز بیشتری در قوانین برخوردار باشد که شایسته‌تر است که البته این مطلب منبعث از احکام قرآن است."    

» » از خانم غیرت بپرسید چرا فعالان حقوق زن فقط در امتیازاتی که مرد دارد و زن ندارد دنبال برابری هستند و در مسئولیت های دنبال برابری نیستند؟ مشارکت در تامین هزینه های زندگی. برداشتن نفقه و مهریه و اجرت المثل و ... . چرا در این مسائل اظهار نظر نمی کنند؟

سند: لینک / فایل عکس / فایل PDF صفحه اول روزنامه قانون   

۱۳ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۵۳ ۲ نظر
مدیر

چرا در کشوری که حداقل ۳.۵ میلیون مرد بیکار دارد ۸۰ درصد زنان شاغل هستند؟

در اخبار آمده است که: "نرخ بیکاری جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر در کل کشور ۱۰.۵ درصد بوده است، این شاخص در بین مردان ۸.۷ درصد و در بین زنان ۲۰.۳ درصد محاسبه شده است". به عبارت بهتر تنها 20 درصد جمعیت زنان کشور ما بیکار هستند. ار طرفی 10 درصد جمعیت مردان کشور ما بیکارند. البته این آمار رسمی است و نمی توان به آن استناد کرد. برخی نرخ بیکاری را 30 درصد می دانند. وقتی نرخ بیکاری 30 درصد باشد مطمئنا درصد مردان در آن بیش از 20 درصد خواهد بود.
بیکاری مردان و اشتغال زنان
البته هر کاری را نمی توان کار نامید. کاری که شما نمی دانید فردا احراج می شوید یا ماندگار هستید که کار نیست. کاری که 10 ساعت روی پای خود بایستید و درنهایت 850 هزار تومان حقوق بگیرید که کار نیست. کاری که قرار داد و بیمه نداشته باشد که کار نیست. الآن بسیاری از مشاغل این چنینی هستند.

در سایت ها و رسانه های روشنفکر این مطلب به این شکل بیان می شود که نرخ بیکاری زنان دو برابر مردان است. آنها به این مسئله اشاره نمی کنند که بیکاری مردان جوان به مراتب از دختران و زنان همسن بیشتر است و نسل دوم و سوم جامعه ما -یعنی متولدین دهه 60 به بعد- در این نسل نرخ اشتغال بیکاری مردان بیشتر از زنان است. آنها نمی گویند که در آمارسازی هایشان، زنان متولد دهه 40 و 50 که درصد بیشتری از بیکاران را تشکیل می دهد را اضافه نمودند. آنها نمی گویند که چرا در جامعه ای که بنا به قول خودشان 20 درصد از زنان بیکار هستند، چرا زنان در قبال خانواده و کشور مسئولیت تعریف شده قانونی ندارند؟ چرا رسانه های روشنفکر به این مسئله اشاره نمی کنند که در دو سالی که پسر به سربازی می رود دختران زیادی در دستگاه ها و شرکت های مختلف مشغول کار می شوند و درآمد کلانی به دست می آورند. چرا از آنها مالیات اخذ نمی شود تا به حقوق سربازان اضافه شود؟

در این رسانه ها بدون آنکه عنوان شود مردان مسئولیت های زیادی در خانواده و جامعه بر عهده دارند می خواهند زنان درصد برابری در اشتغال داشته باشند. ولی هنگامی که پرسیده می شود چرا فقط در امتیازگیری شعار برابری سر می دهید و از مسئولیت گیری فرار می کنید سکوت می کنند.

در کشور جهان سوم ما که تعداد مشاغل کم است آیا درست است که نرخ اشتغال زنان 80 درصد باشد؟ اگر جمعیت مردان کشور را 35 میلیون بدانیم آنگاه حداقل 10 درصد آن 3.5 میلیون می شود که مطمئنا کمترین نرخ بیکاری مردان در جامعه را نشان می دهد. حالا سوالی که مطرح است که چرا مسئولین محترم توجهی به مشکلات پسران و مردان ندارند و مرتب سیاست های فمینیستی را دنبال می کنند؟ چرا هیچ ریالی در لایحه بودجه امسال برای ارائه خدمات و امکانات بهتر به پسران سرباز ارائه نشده ولی در عوض هزاران میلیارد تومان از بیت المال برای سازمان ها و نهاد های زن محور اختصاص داده شده است؟ چرا بیمه بیکاری برای پسرانی که از سربازی ترخیص می شوند و ممکن است تا ماه ها و یک سال، کار پیدا نکنند اختصاص داده نمی شود؟ این در حالی است که قانون، نفقه پسران را تا سن 18 سال تعیین کرده است ولی برای دختران که نرخ اشتغال آنها اینقدر بالاست قضیه فرق می کند و نفقه آنها تا سن پیری بر عهده والدین شان است. براستی چه کسی باید مطالبات مردان و پسران نسل امروز جامعه ایرانی را دنیال کند؟ مردانی که فراکسیون اختصاصی در مجلس و معاونت اختصاصی در نهاد ریاست جمهوری ندارند تا حقوق جنسیتی آنها را پیگیری کند چه باید کنند؟


منابع:
سایت الف: لینک

۰۸ بهمن ۹۳ ، ۱۹:۰۸ ۲۰ نظر
مدیر

پاسخی به مقاله «واقعیت اجتماعی زن» نوشته علی ربیعی (وزیر تعاون)

علی ربیعی وزیر تعاون که چندی پیش در دولت کلید (دولت روحانی) اقدام به برگزاری همایش «زنان در مسیر توسعه اجتماعی با تأکید بر برنامه ششم توسعه» کرده بود که با استقبال فمینیست ها و قلم زنی های آنها مواجه شده بود در مقاله ای در روزنامه مردم سالاری با عنوان «واقعیت اجتماعی زنان» که در صفحه اول این روزنامه نیز به آن اشاره شده است به مواردی اشاره کرده که نکات مهم که بدرد این پست بلاگ ما خورده را در اینجا می آوریم:

1. آقای علی ربیعی (وزیر تعاون) در نوشته خود آورده است: "مطالعه صورت گرفته توسط اینجانب در سال 1391در مورد تعیین‌کنندگی و قدرت در خانواده در خصوص تعیین نام فرزندان و تعیین محل سکونت، خرید کالا، مدیریت هزینه و مواردی از این قبیل توسط زنان درخانواده صورت می‌گیرد. یعنی از سبک زندگی زنان درخانواده متاثر می‌گردد."

(این نوشته را باید فمینیست ها بخوانند علی الخصوص افراطی هایشان!!)         

2. آقای علی ربیعی (وزیر تعاون) در نوشته خود آورده است: "می‌دانم جلساتی با سازمان‌های داوطلبانه، خبرنگاران، و سایر گروه‌های غیردولتی داشته‌اید یا خیر. اکثریت حضار چنین جلساتی را زنان تشکیل می‌دهند. حتی در انجمن‌های علمی کثیری از حضار زنان هستند. این حضور اجتماعی گسترده، پی‌آمدهایی برای خانواده، جمعیت، و آگاهی اجتماعی دارد."

(اگر نرخ بالای خبرنگاران زن هستند به دلیل استخدام خبرگزاری ها است و نه مشارکت بالای زنان! بسیاری از خبرگزاری هم تعمدا از خبرنگار زن استفاده می کنند چون برایشان مفید تر و به صرفه تر است. همچنین تعداد بالای زنان دستگاه های دولتی به سیاست آنها در ملاک های کارگزینی برمی گردد که عمدتا دختران را استخدام کرده اند و بسیاری از پسران را بیکار کرده اند و ربطی به مشارکت اجتماعی زنان ندارد.)    

3. آقای علی ربیعی (وزیر تعاون) در نوشته خود آورده است: "زنان بی‌سرپرست: جامعه ما با حدود دو میلیون زن بی‌سرپرست دست به گریبان است. وجود دو میلیون زن سرپرست خانوار که بخش زیادی از آنها در شرایط اقتصادی مناسبی نیز نیستند، مسأله بزرگی است."

(اینکه وزیر تعاون یک کشور بیاید در موضوع «زنان» مقاله بنویسد جای کنجکاوی است. پرسشی که ایجاد می شود این است که دولت چه منافعی از این رهگذر می برد که وزیر آن، همسو با صدها مجله و روزنامه و سایت اینترنتی که هر روز این مطالب را به اشکال محتلف پوشش خبری می دهند، اقدام به نوشتن مقاله ای کند که مطالب تکراری همان رسانه های فمینیستی را بازگو نماید. علی ربیعی بدون تامل در نحوه شکل گیری و تعریف زنان سرپرست خانوار، با استناد به آمارهای فمینیست ها که حتی دختران مجردی که زندگی مستقل دارند را نیز نیازمند کمک دولت می دانند گفته است که ما 2 میلیون زن سرپرست خانوار داریم.        

حالا این زنان سرپرست خانوار چه کسانی هستند؟ این زنان در دسته زیر خلاصه می شوند:
الف. زنان مطلقه: زنانی که با دلایل شخصی اقدام به طلاق از شوهر خویش نموده اند. توجه به این مسئله که بین 70 تا 90 درصد درخواست های طلاق در دادگاه ها از سوی زنان داده می شود در فهم معنای «زنان مطلقه» به مخاطب کمک می کند. بخش زیادی از «زنان مطلقه» همان هایی هستند که زندگی یک مرد را با کسب مهریه و نفقه به روز سیاه کشانده اند. همان ها که وظیفه شوهرداری خود را نیاموخته بودند و حاضر نبودند سختی های زندگی را برای حفظ کیان خانواده تحمل کنند. نمونه های فراوانی از دلایل طلاق اینگونه زنان در سایت ها ذکر شده است که به برخی از آنها اشاره می نمایم:

محیط کار شوهرم پر از دخترهای جوان است / طلاق می خواهم!
http://www.persianv.com/hadese/281878.php     
زن: چون دیگه شوهرم را دوست ندارم، طلاق می خواهم!
http://www.migna.ir/vdcgyy9q.ak9nw4prra.html 
زن: شوهرم دیگر بچه‌داری و خانه داری نمی‌کند، طلاق می‌خواهم!
http://www.jamejamonline.ir/newspreview/1804278705704027836 
زن: شوهرم شغل دوم ندارد، طلاق می خواهم!
http://nava.jamejamonline.ir/newspreview/1759002132482212858 
زن: شوهرم قدش کوتاه است، طلاق می خواهم!
http://www.jamejamonline.ir/NewsPreview/1748969306853383650 
زن: شوهرم در انتخاب غذا با نظر من اختلاف داشت، طلاق می خواهم!
http://sara.jamejamonline.ir/NewsPreview/1743823335967181054 
زن: چون عاشق سگم هستم، طلاق می خواهم
http://www.jamejamonline.ir/newspreview/1762583432387638777 
زن: چون شوهرم برای مدل شدن از من اجازه نگرفته، طلاق می خواهم
http://www.tabnak.ir/fa/news/476105/درخواست-طلاق-از-مرد-مدلینگ 
شوهرم کم حرف می زند، طلاق می خواهم
http://www.seratnews.ir/fa/news/208836/طلاق-نو-عروس-به-خاطر-کم‌حرفی-شوهر          
نمونه های بالا، مثال های ساده ای از دلایل منطقی زنان برای طلاق گرفتن در دادگاه ها به شمار می روند! بخش زیادی از طلاق ها نیز به خاطر رفتار خشن زنان نسبت به مردان که عمدتا روانی است بروز و ظهور پیدا می کند که منجر به درگیری در خانواده می شود. درصد بالایی از زنان به صورت توافقی (مثلا با دریافت بیست یا سی سکه و بیشتر و کمتر) از شوهرشان جدا می شوند. درصدی هم شوهر بدبخت را مجبور می کنند تا آخر عمر اقساط مهریه آنها را بپردازد. به عبارت بهتر پسری که به خواستگاری شان آمده و چند صباحی با هم زیر یک سقف زندگی کرده اند را مجبور می سازند تا آخر عمر ذلت سربازی زن سابق را تحمل کند و در گرانی غیر قابل تحمل امروز، اقساط سکه های طلای مهریه خانم را بدهد.

اینها بخش عمده ای از زنان سرپرست خانوار هستند. آیا اینها نیازمند دلسوزی هستند یا باید به عنوان متهمان بالا رفتن آمار طلاق در خانواده ها با آنها برخورد داشت و ترحم نداشت؟ آیا مردان مطلقه نیازمند توجه بیشتری نسبت به زنان نیستند؟ بسیاری از مردان مطلقه پس از طلاق توانایی فشار روانی جدایی از همسرشان را ندارند و به اعتیاد روی می آورند. بخشی دیگر نیز به ارتباط نامشروع به زنان و روابط غیر اخلاقی روی می آورند. اینها به دلیل آن است که ازدواج سخت و هزینه بر شده است. آیا وزیر تعاون اینها را نمی داند؟ آیا وزیر تعاون متوجه معنای حرفش هست؟

ب. زنان بیوه:          
بخشی از زنان سرپرست خانوار زنانی هستند که شوهرشان فوت کرده و هم اکنون میراث شوهرشان را به ارث برده اند. ممکن هم هست بچه هم داشته باشند. برخی از آنها وضع مالی خوبی دارند ولی خیلی ها به خاطر اوضاع فلاکت بار اقتصادی مردان جامعه، آهی در بساط ندارند و نیازمند کمک هستند.

ج. دختران مجرد:         
بخش عمده ای از جمعیتی که این روزها به «زنان سرپرست خانوار» یاد می شوند در طرح و برنامه های حکومتی که توسط معاونت زنان نهاد ریاست جمهوری و فراکسیون زنان مجلس شکل می گیرد را «دختران مجرد خود سرپرست» تشکیل می دهند. این دختران همان هایی هستند که به دلیل شاغل بودن توانسته اند خانه ای اجاره کرده و زندگی مستقلی تشکیل دهند. اینها هم اکنون کار مستقل و درآمد مستقل دارند ولی به دلیل شرایط سخت گیرانه و جواب رد دادن هایشان به خواستگارهایشان، ترجیح داده اند زندگی مجردی داشته باشند تا از محدودیت های ارتباط با جنس مخالف در خانواده آزاد شوند. حالا دولت و مجلس می خواهد در طرح حمایت از زنان سرپرست خانوار که در لایحه بودجه سال 94 ردیف های بودجه چند صد میلیاردی به خود اختصاص داده است از این زن ها حمایت کند. اهم تهدیداتی که توسط این رسانه ها عنوان شده این است که اگر ما از دختران مجرد حمایت نکنیم ممکن است به اعتیاد روی بیاورند یا به ارتباط جنسی نامشروع روی بیاورند و یا مجبور شوند با مردی ازدواج کنند. به عبارت بهتر تمام تلاش ها در راستای این است که زنان با مردان ارتباط نداشته باشند چه حلال و چه حرام! و این دقیقا راهبرد فمینیسم ایرانی برای ایجاد ضدیت در بین مردان و زنان با رفع وابستگی های زنان به مردان است. حالا اگر مردان روز بروز بیشتر به دخانیات و اعتیاد روی بیاورند اتفاق مهمی نیست. اگر نرخ خودکشی در بین مردان بالا رود مشکلی نیست. اگر مردان روز بروز به روابط دوست دختری - دوست پسری روی بیاورند ایرادی ندارد. و موارد مشابه دیگر از تبعات چنین طرح هایی برای مردان جامعه است.)        
علی ربیعی وزیر تعاون

4. آقای علی ربیعی (وزیر تعاون) در نوشته خود آورده است: "آسیب‌های اجتماعی زنان: من واقعا قصد ندارم از فرضیه زنانه شدن آسیب‌های اجتماعی دفاع کنم. ولی از کنار این واقعیت هم نمی‌توانم به راحتی بگذرم که آسیب‌های اجتماعی زنان به نسبت گذشته بسیار بیشتر شده است. اعتیاد، حضور در باندهای جرائم سازمان‌یافته، و جرائم اخلاقی و جنسی، در حوزه زنان گسترش یافته است."

با اینکه 95 معتادان کشور ما مذکر هستند و روز بروز به آمار دزدی و زورگیری و جرایم خشن در بین مردان جامعه افزوده می شود ولی وزیر تعاون دولت کلید ترجیح می دهد آسیب های اجتماعی زنان را بزرگنمایی کند تا از طریق برای زنان ردیف بودجه جدید اختصاص دهند و خدمات بیشتری در نظر گرفته شود. این راهبرد فمینیسم ایرانی است که فقط به مشکلات زنان می پردازد و باعث منزوی شدن مردان در جامعه می گردد. هنگام جرایم مردانه که می رسد دم از مردسالاری و ظلم و خشونت مردان گفته می شود تا مردان محکوم شوند و هنگامی که به جرایم زنانه می رسند از مظلوم بودن زنان و مجبور بودنشان سخن می رانند. لذا این پاراگراف از نوشته وزیر محترم تعاون آقای علی ربیعی در این راستا قابل ارزیابی است. چه اینکه وقتی ایشان می گوید "من واقعا قصد ندارم از فرضیه زنانه شدن آسیب‌های اجتماعی دفاع کنم" عملا دارد این حرف رسانه های فمینیستی را مطرح می کند.          

5. آقای علی ربیعی (وزیر تعاون) در نوشته خود آورده است: "تضادهای روابط کار: در عرصه روابط کار، زنان یک طرف منازعات با کارفرما، و اعتراض به شرایط موجود کار هستند. استخدام با حقوق‌های زیر حد قانون کار و رعایت نشدن حقوق کار، از جمله مسائل این عرصه است.
بهداشت و سلامت زنان: نمی‌توانیم از کنار این واقعیت که برخی بیماری‌های مزمن در زنان بیشتر است (نظیر پوکی استخوان) یا زنان دسترسی کمتری به فضاهای ورزشی دارند و در نتیجه بیشتر در معرض برخی بیماری‌ها قرار دارند، بگذریم."

(دو پاراگراف دیگر وزیر تعاون نیز باز رویکرد جنسیتی دارد. این مشکلات به مراتب بیشتر برای نسل جدید پسران وجود دارد. امروزه با روند خصوصی سازی دولت، اکثر شرکت های خصوصی حاضر به عقد قرارداد با پرسنل خویش نیستند و بالتبع بیمه تامین اجتماعی نیز نمی کنند تا هر وقت خواستند آنها را اخراج کنند. از طرفی این شرکت ها ترجیح می دهند زنان را بیشتر از پسران استخدام کنند چون به حقوق کمتر راضی هستند. حالا به نظر شما زنان قربانی هستند یا مردان و پسران جوان؟ بله. زنان بخشی از پروژه سرمایه داری ایجاد مشکل هستند و همه زنان شاغل در این مسئله دخیل هستند. مسئله ای که در نهایت به بی دینی جامعه ایرانی منجر خواهد شد.)           


6. آقای علی ربیعی (وزیر تعاون) در نوشته خود آورده است: "سرجمع همه این حرف‌ها این است که وقتی از «زنان در مسیر توسعه» سخن می‌گوییم، باید سیاستگذاری‌ای داشته باشیم که نهایتا قادر به زمینه‌سازی حل مسائل زنان، و توانمندسازی ایشان برای ایفای نقش در جریان توسعه باشد. از دل این آگاهی، «سیاستگذاری حساس به جنسیت» بروز می‌کند.باید در برنامه ششم توسعه، دو مقوله «واقعیت اجتماعی زن» و «سیاستگذاری حساس به جنسیت» لحاظ شود. مهم این است که آگاه باشیم توجه نشان دادن به «سیاستگذاری حساس به جنسیت» صرفا مقوله‌ای غربی یا وارداتی نیست. فمنیستی به معنای ایدئولوژیک هم نیست. سیاستگذاری حساس به جنسیت کاملا اسلامی است. اسلام مبدع و تأکیدکننده بر تفاوت‌های زن و مرد، و دخیل کردن این تفاوت‌ها در سیاستگذاری است. حقوق در نظر گرفته شده برای زنان، و ملاحظاتی که در قبال زنان در قرآن و فقه اسلامی آمده، «سیاستگذاری حساس به جنسیت» است. بنابراین نگاه بدبینانه به سیاستگذاری حساس به جنسیت، دور شدن از الگوی اسلامی است."

اینکه در عمل این سیاست گذاری ها در سی سال گذشته چه بوده است و منجر به چه نتایجی شده است مسئله ای است که می تواند پاسخی به این بخش از نوشته آقای علی ربیعی باشد.      
علی ربیعی وزیر تعاون
7. آقای علی ربیعی (وزیر تعاون) در نوشته خود آورده است:  "فرض کنید تصمیم می‌گیرید برای حمایت از زنان، زمان مرخصی زایمان را افزایش دهید، و شرایط تسهیل‌کننده دیگری برای کار زنان در نظر بگیرید. مسأله اصلی این است که وقتی چنین کاری می‌کنید، کارفرما از استخدام زنان استقبال نمی‌کند، و در نهایت زنان شرایط معیشتی سخت‌تری پیدا می‌کنند. استخدام زنان کاهش می‌یابد و به دلیل سختی معیشت، تمایل به فرزندآوری هم کمتر می‌شود."

(آقای علی ربیعی گفته که عدم اشتغال زنان منجر به کاهش فرزند آوری می شود در حالی که دقیقا خلاف این جمله صادق است و اشتغال و تحصیلات عالیه زنان در طرح های کنترل جمعیت کشور های غربی به عنوان یکی از راهبرهای کاهش جمعیت ایران مد نظر قرار گرفته است. آیا وزیر تعاون آقای ربیعی این را نمی داند یا خودش را به نادانی می زند؟  

برای کسب اطلاعات بیشتر در اینباره لطفا در گوگل «ارتباط اشتغال زنان و کاهش جمعیت» را جستجو کنید. همچنین با این بخش از مقاله روزنامه کیهان نیز توجه کنید که گفته شده: "این گزارش سه زمینه اصلی فعالیت‌های صندوق را بهداشت باروری (بخوانید تحدید نسل)، برابری جنسیتی و استراتژی های جمعیت و توسعه معرفی می کند که بطور تفکیک ناپذیری باهم ارتباط دارند(!) ... بیش از یک میلیارد دلار در مراحل مختلف برنامه «تنظیم خانواده ایران» با هدف کاهش نرخ فرزندآوری و جمعیت ایرانیان، هزینه کرده‌اند".همچنین یک دانشمند غربی به نام «ریچارد واتسون، آینده‌شناس برجسته‌ی انگلیسی» نیز از ارتباط تحصیلات و اشتغال زنان با کاهش جمعیت پرده برداشته است. به عبارت بهتر سخنان وزیر محترم تعاون در جهت سیاست های کنترل جمعیت قابل ارزیابی است. چیزی که مدیر موسسه تامین اجتماعی آقای حمیدرضا سپهری در همایش «زنان در مسیر توسعه اجتماعی با تأکید بر برنامه ششم توسعه» بر آن تاکید نمود.)        

8. آقای علی ربیعی (وزیر تعاون) در نوشته خود آورده است:  "به گمان من نکاتی می‌تواند جهت‌دهنده حوزه سیاستگذاری معطوف به جنسیت و زمینه‌ساز توسعه توانمندی‌های زنان، و استفاده از توانمندی زنان در توسعه باشد. این نکات عبارتند از:
-‌ ارائه راهکارهای استفاده از فرصت‌های قانونی، اعتباری و مالی به منظور توسعه و ساماندهی فعالیت‌های زنان در حوزه‌های تعاون و مشاغل خانگی با رویکرد اشتغالزایی، کارآفرینی و بهبود معیشت و رفاه بانوان
- مطالعه و ارائه راهکارهای بهبود وضعیت رفاهی زنان، بالاخص زنان آسیب‌پذیر
- مطالعه و ارائه راهکارهای ارتقای عدالت جنسیتی در ابعاد مرتبط با مأموریت‌های وزارتخانه
- تلاش در جهت اصلاح سیاست‌های جنسیتی نظام بیمه
- شناسایی مسایل و مشکلات، و ارائه راهکارهای بهبود وضعیت زنان در محیط کار
- تلاش در جهت توانمندسازی و ارتقای اثربخشی سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در زمینه امور زنان
- ارائه راهکارهای استفاده از ظرفیت‌های سازمانی وزارتخانه برای توانمندسازی و بهبود کیفیت زندگی زنان گروه‌های هدف
هدف نهایی هم باید این موارد باشد:
1-‌ تقویت عدالت جنسیتی،
2-‌ ارتقای توانمندی زنان برای شکوفایی فردی،
3- تحکیم بنیان خانواده،
4- ایفای نقش اجتماعی فعال،"

همه مطالب بالا را با عملکرد دستگاه های زن محور و بودجه های چندهزار میلیاردی که طی هر سال در ردیف بودجه کشور لحاظ می شود را مد نظر قرار دهید. آنگاه ببینید آیا «عدالت جنسیتی» محقق شده است یا ما هر روز بیشتر از دیروز، زن سالاری را در جامعه تشدید می کنیم؟ الان پسران جوان وضعیتی به مراتب بدتر از زنان و دختران دارند. خیلی از پسران آرزو دارند ای کاش دختر بودند تا دغدغه خدمت اجباری سربازی و خرج و هزینه ازدواج را نداشتند. ارزو می کردند ای کاش دختر بودند تا بهتر و راحت تر می توانستند اقتصاد خود را رونق ببخشند. آرزو می کردند دختر بودند تا محدودیت های فراوانی که برای جنسیت آنها لحاظ شده وجود نداشت. آیا این همان عدالت جنسیتی است که از لابلای بازی با کلمات بیرون آمده؟ یا به بردگی گرفتن مردان و با کار گرفتن زنان. چیزی که خداوند آن را سیاست های دولت فراماسونر فرعون قلمداد می کند و می گوید:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَیَسْتَحْیِی نِسَاءهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ (ایه 5 - سوره 28 القصص)

فرعون در آن سرزمین برتری جست و مردمش را فرقه فرقه ساخت فرقه ای را زبون می داشت و پسرانشان را می کشت و زنانشان را زنده می گذاشت که او از تبهکاران بود          

و امروز با سیاست های فمینیستی، و اختصاص هزاران میلیارد از بودجه کشور به دستگاه ها و طرح های زن محور در لایحه بودجه سال 94 ما به گونه ای دیگر پسران خود را می کشیم و زنان را با طرح های این چنینی توانمند می سازیم تا به کار بگیریم. ایا سیاست های جنسیتی در کشور ما چیزی غیر از این را به ورطه عمل رسانده است؟ روز بروز بر آمار زندگی مجردی پسران و بیکاری و کم درامدی آنها افزوده می شود، روز بروز بر آمار مردان معتاد و سیگاری افزوده می شود، روز بروز بر مردانی که به خاطر ارضای میل جنسی به تجاوز به عنف روی می آورند افزوده می شود، روز بروز بر رفتارهای پرخطر نوجوانان افزوده می شود، روز بروز دزدی و زورگیری و اختلاس و قاچاق و جنایت در کشورمان بیشتر می شود ... . به نظر شما آیا این مسائل دستاورد پیروی از سیاست های بی توجهی به جنسیت مردان و اصل قرار دادن زنان (فمینیسم) نیست؟
   

اسناد:
مقاله آقای علی ربیعی (وزیر تعاون در روزنامه مردم سالاری): عکس / لینک

۰۸ بهمن ۹۳ ، ۰۷:۱۰ ۵ نظر
مدیر

نماینده زن مجلس خواستار حمایت دولت از «دختران مجرد مستقل»

همیشه گفته ایم که نمایندگان زن، عمدتا رویکرد فمینیستی دارند و با عضویت در فراکسیون زنان، رویکرد و مطالبات جنسیتی خویش را پیگیری می کنند. گفته بودیم که فمینیسم جامعه را به نابودی می کشاند. به حرف زدن نمی شود در مصاحبه ای گفت مسئولان باید مشکل بیکاری جوانان را حل کنند ولی در عمل مطالبات فمینیستی را دنبال کنیم که به مشکلات جوانان دامن بزند.
سکینه عمرانی
خانم سکینه عمرانی که پیروزی خود را در مجلس مدیون زیر پرچم ولایت فقیه بودن است باید سخنان ایشان مبنی بر الگو قرار ندادن الگوهای غربی را مد نظر قرار دهد.

همین طوری با سیاست های فمینیستی، پوست پسران برای ازدواج با دختران با مهریه و آداب و رسوم سنگین کنده می شود و کمتر پسری است که زیر بار مسئولیت سنگین ازدواج برود. بعد دخترهایی که با اشتغال شان فرصت اشتغال را از پسران هم سنشان گرفته اند و هم اکنون وضع مالی مناسبی پیدا کرده اند و مستقل شده اند و زندگی مستقل و جدا تشکیل داده اند باید از نظر این نماینده زن مجلس مورد حمایت دولت قرار بگیرند؟ دخترانی که با روحیه مردانه شان و به خاطر ملاک سر سخت شان حاضر نیستند با پسران و مردان ازدواج کنند و شرایط سنگینی برای ازدواج در نظر می گیرند. ولی از نظر این نماینده زن به جای آنکه از مردان حمایت شود تا بتوانند ازدواج کنند می بایست از «دختران مجردی» حمایت شود که توانایی مالی مستقل زیستن را پیدا کرده اند!! عجیب است! پس پسر ها و مردان جوانی که به خاطر بیکاری فرصت ازدواج را از دست داده اند و توانایی اداره زندگی ندارند چه می شود؟

جالب است که یک سایت خبری از عملکرد این خانم انتقاد کرده است که چرا به مشکلات شهرش توجهی ندارد؟
http://sahebnews.ir/41182/صرفا-برای-یادآوری-نماینده-سمیرم.htm 

اسناد:
اصل خبر در خبرگزاری فارس: لینک / عکس

۰۷ بهمن ۹۳ ، ۱۴:۱۷ ۳ نظر
مدیر

محکوم کردن "خانه داری زنان" در رسانه های روشنفکر

برگزاری همایش «زنان در مسیر توسعه اجتماعی با تأکید بر برنامه ششم توسعه» با حضور مسئولان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و تعدادی از اقتصاددانان به فرصتی برای قلم زنی فمینیست ها تبدیل شده است. جالب آنکه مطالبی که در روزنامه های فمینیستی منتشر می شود عینا در سایت هایی که ادعای اصولگرایی دارند (ولی در عمل اصلاح طلب هستند) پوشش داده می شود.

در حالی که نسل جدید فمینیست های غربی به بازگشت زنان به خانه تاکید دارند، روزنامه اصلاح طلب و روشنفکر آرمان که نزدیک به جریان کارگزارانی است در مطلبی به قلم «زهره حاجیان» نوشته که «دوران خانه داری زنان به پایان رسیده است».
زهره حاجیان نویسنده فمینیست
هر چند امروزه به دلیل حضور گسترده زنان در دانشگاه و از آن سو به بازار کار، و همچنین دشوار شدن تامین هزینه از سوی مردان، پسران جوان کمتر می توانند همسر خانه دار برای خود مهیا کنند. ولی با این وجود هم بسیاری از پسران ترجیح می دهند همسر آینده خود را از بین زنان خانه دار انتخاب کنند زیرا زنان شاغل هیجگونه مسئولیت اقتصادی در خانواده ندارند و اگر هم مشارکت کنند منت و زحمت آن برای خیلی از مردان نمی ارزد. همچنین زنان شاغل، جز خستگی چیزی برای خانه به ارمغان نمی آورند و مرد مجبور است هر روز غذای سرد و سر سفره تک نفره بخورد. در صورت بروز مشکلات هم این مرد است که باید زیر بار مهریه و اجرت المثل و هزینه های خرج کرده خانم در زندگی مشترک باشد!

با این وجود بسیاری از مردان به خاطر نداشتن شغل رسمی و بدون قرارداد رسمی، مجبور هستند به پیشنهاد فامیل با دختر شاغلی که از خودش سن بیشتری دارد ازدواج کنند. حالا این یک روند موفق است؟ یا نتیجه سیاست های اشتباه و فمینیستی و اجتماعی نادرست سالیان اخیر؟

در نوشته فمینیستی این زن آمده است:
1. "می‌توان گفت مشارکت زنان در جامعه ناشی از پایگاه اجتماعی و نقشی است که در جامعه ایفا می‌کنند به این معنی که،برخی از زنانی که در مقام‌های مدیریتی و اجرایی کار می‌کنند فاقد نقش‌های مهم در زمینه‌های اجرایی، مدیریتی و سیاسی در جامعه هستند و همین امر مانع مهمی برای ارتقای زنان در جامعه است که نتیجه‌اش مانع مشارکت آن‌ها در برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها می‌شود. گاهی عدم مشارکت زنان ناشی از وجود اندیشه‌ها و باورهای نادرست در جامعه‌ سنتی ما در مورد توانایی‌ها و استعدادهای زنان است. این نگرش‌های منفی زنان را افرادی ضعیف، عاطفی و فاقد اعتماد به نفس می‌پندارد و مانع بروز شایستگی آن‌ها می‌شود."
 
(تقریبا در اکثر نوشته ها فعالان فمینیست، مطالب از قول مردان جامعه عنوان داشته می شود. یعنی مطلب به گونه ای گفته می شود که مثلا انگار مردان فکر می کنند زنان موجوداتی بی عرضه هستند. در حالی نویسنده می تواند همین مطلب را به شیوه ای دیگر بیان کند. مثلا بگوید "خیلی از زنان اینطور می اندیشند که ..." ولی به خاطر تاثیر بیشتر این روش، و حساسیت بر انگیز بودن آن همیشه مطالب تحقیر آمیز از قول مردان گفته می شود و مطالبی که مردان در تجلیل از مقام زنانه خانه دار و مادران بیان می شود توسط این نویسندگان مزدور روشنفکر سانسور می شود. چون اگر قرار باشد نگاه مثبت مردان در مطالب عنوان شود تاثیر گذاری اش را از دست می دهد و خواننده تحت تاثیر قرار نمی گیرد. حالا وقتی تحت تاثیر قرار گرفت چه احساسی به او دست می دهد؟ می گوید من می توانم مثل مردان بیایم کار کنم و وزیر شوم! در حالی که جایگاه زن جای دیگریست. احترام زن به منزلت مادری و همسری اش است. منزلت زن در خانه داری و شوهرداری اش معنا می یابد.)     

2. "شکربیگی با بیان اینکه بحث دیگر مربوط به خانه‌داری ، همسرداری و فرزندپروری زنان است و برای زنی که شاغل است و این وظایف را هم برعهده دارد تضاد نقش ها به وجود می‌آید ، می‌گوید: وقتی زن بیرون از منزل کارکند و وظایف خانه داری و همسرداری و تربیت فرزند را با هم ایفا کند و برای این همه نقش همراه هم نداشته باشد مانند یک زنجیره نامریی دست و پای زنان را می بندد و در چنین شرایطی می‌آیند و می‌گویند که چرا زنان وارد صحنه‌های اجتماعی نمی‌‌شوند و چرا مشارکت آنها کمرنگ است .این جامعه‌شناس می‌گوید: البته برخی از زنان خود را باور ندارند و خودباوری در آنها ضعیف است و فکر می‌کنند حالا که ازدواج کرده‌ایم چه بهتر است که نقش همسر و مادر را ایفا کنیم و به این مقداربسنده می‌کنند . شکربیگی از میزان حضور زنان در مجلس انتقاد می کند و می گوید: چطور است که نیمی از جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند و تعداد زنانی که در مجلس حضور دارند از انگشتان دست بیشتر نباشد؟ این اتفاق برمی‌گردد اول به خود زنان که خودشان و هم جنسان خود را باور ندارند وهمین امر توانمندی زنان را کم می‌کند. راهکارش این است که زن ایرانی اول باید خودش را باور کند و سپس دیگر زنان را باور کند و دراین صورت است که حضور زنان در جامعه و مشارکت آنها در امور اجتماعی بیشتر می شود."

(نکته جالب در اظهار نظر «شکر بیگی» آن است که او می گوید که عده ای می گویند مشارکت اجتماعی زنان پایین است. این عده چه کسانی هستند؟ اینها مردان دولتی همفکر و هم جریان تفکرات گوینده هستند. یعنی گوینده این اظهار نظر از یک مسئله درونی سعی می کند یک جنجال بسازد تا سخن خود را بر کرسی بنشاند. یک جنگ درون حزبی!! و جالب تر آنکه خودش در ادامه می گوید چرا نرخ مشارکت زنان در مجلس کم است؟ یعنی خودش مدعی کم بودن حضور زنان در جامعه است بعد این حرف را در ابتدا به زمین یک نفر می اندازد!! حالا اگر زنی نخواهد بیرون از خانه کار کند و ترجیح بدهد در منزل بماند و خانه داری کند از نظر این افراد محکوم است.)     

فریده غیرت
4. "فریده غیرت در گفت و گو با آرمان با اشاره به اینکه صاحبان مشاغل در شرایط مساوی ترجیح می دهند که مردان را استخدام کنند می گوید: با این نگاه زنان با تحصیلات بالا در خانه می مانند و امکان حضور در جامعه را از دست می‌دهند"

(حالا سوالی که هست این است که آیا این خانم تبلیغات زیاد استخدام منشی زن در شرکت ها را نمی بیند؟ آیا نمی بیند که بسیاری از کارفرماها در تولیدی ها و شرکت ها همه و اکثر کارمندانشان زن هستند؟ تبلیغات گوشی های GLX را در تلویزیون ندیده که همه کارمندانش زن هستند؟ آموزش و پرورش را ندیده که 75 درصد کارمندانش زن هستند؟ ادارات و بانک های دولتی را ندیده که بیشتر کارمندانشان زن هستند؟ پس چرا به دروغ می گویند ثروتمندان در شرایط مساوی مردان را استخدام می کنند؟ ضمن اینکه ایشان نگفته که چرا کارفرما ها زنان را استخدام نمی کنند؟ آیا جز این است که بازدهی و عملکردشان بسیار ضعیف تر و کندتر است؟ آیا جز این است که دخترها به خاطر دریافت حقوق کم بسیاری از فرصت های شغلی را از پسران ربوده اند؟)    

5. "بیکاری زنان دو برابر بیکاری مردان است
آمارهای سال 91 و 92 نشان می‌دهد که نسبت زنان شاغلی که دارای پست‌های مدیریتی و تخصصی هستند، در برخی ادارات از مردان پیشی گرفته‌ است، اما برخی آمارهای نگران‌کننده نیز وجود دارد که در تدوین برنامه ششم توسعه باید به این آمارها توجه شود. مثلاً نسبت بیکاران زن 2 برابر بیکاران مرد است که این اتفاق در 4- 3 سال اخیر افتاده و نشان می‌دهد که در برنامه پنجم توسعه مشکلاتی در طراحی اقتصادی داشته‌ایم."

(نرخ بیکاری پسران تحصیل کرده دو برابر دختران است. می توانید از لینک زیر واقعیت را ببینید:
http://rajanews.com/detail.asp?id=175987 
آمار سازی های این چنینی ریشه در نرخ سازی هایی مثل زیر دارد:
مثلا زنان خانه دار شاغل حساب نمی شوند. در حالی که سود رسانی یک زن خانه دار به صرف انجام امور منزل و انجام امورات مشابه بیش از 500 هزار تومان در ماه است.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901018000080 
همچنین به جای تقدیر از سیاست های دولت مبنی بر اشتغال مردان که مسئولیت تامین هزینه زندگی از خواستگاری تا عقد و عروسی و ... بر دوش آنهاست و می بایست آنها را در اولویت استخدام قرار داد، دولت جدید می خواهد در لایحه بودجه جدید این روند را معکوس کند و این جنجال سازی ها برای توجیه این روند است).              


اسناد:
مقاله فوق در تابناک: لینک / عکس
مقاله فوق در روزنامه آرمان: فایل PDFلینک
پروفایل نویسنده مطلب اصلی در بلاگفا (زهره حاجیان)

۰۷ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۰۵ ۱ نظر
مدیر

"زنان سرپرست خانوار" در صفحه اول روزنامه روشنفکر

در کنار راهبردهای کلان فمینیسم که برخی از آنها را در زیر اشاره می نمایم:

1) مقابله با بینش مبتنی بر عدم به کارگیری زنان در مشاغل مختلف
2) تجدید نظر اساسی در محتوای کتب درسی مدارس در زمینه تاکید بر نقش در مشاغل گوناگون
3) ارائه الگوهای شغلی مختلف برای زنان و دختران جامعه
4) تاکید بر به کارگیری رسانه های گروهی در زمینه تغییر باورها و نگرش های موجود در زمینه اشتغال زنان
5) گسترش طرح های خود اشتغالی زنان
6) ایجاد ورراه اندازی تشکل های مناسب زنان در سطح جامعه و سازمان ها
7) ایجاد نهادهای حمایت کننده و معین برای حمایت از حقوق زنان در کلیه ابعاد
8) ایجاد کانون های لازم جهت آموزش فنی – حرفه ای زنان و ارتقاء سطح مهارت و دانش فنی آنها
9) تشویق و ترغیب زنان نمونه و موفق در فعالیت های مختلف اقتصادی ، اجتماعی و ...
10) ارتقاء سطح آگاهی زنان نسبت به حقوق خویش در جامعه و همچنین مطلع ساختن آنها از قانون کار و مزایای مختلف آن
11) تمرکز بر حضور فعال زنان در اجتماع

اینها راهبردهایی هستند که شما می توانید با بررسی ساده ای به وقوع آنها پی ببرید. در کنار این سیاست ها، مسلما مشکلاتی در جامعه ایجاد می شود. مثلا وقتی ما زن را از فطرت خود جدا ساختیم و آن را به رقیب مرد در جامعه تبدیل کردیم باید هم منتظر افزایش خشونت، بی و بند و باری و رواج زندگی مجردی مردان باشیم. حالا به جای آنکه اصل این سیاست ها که مسبب و مادر همه مشکلات است اصلاح شود، روشنفکران جامعه ما که از حمایت ثروتمندان و مترفین نیز برخوردارند راه حل های گمراه کننده ارائه می دهند. مثلا به جای آنکه بیایند جنبش ازدواج جوانان را راه بیاندازند و موانع ازدواج جوانان را نقد و طرد کنند و با استفاده از رسانه هایشان، ازدواج جوانان را به یک مسئله تراز اول کشور مبدل سازند می ایند مسئله حمایت از زنان سرپرست خانوار را تیتر صفحه اول روزنامه هایشان می کنند.

به عنوان نمونه روزنامه روشنفکر و فاسق (لفظ قرآن برای مدعیان فاسد اصلاح طلب) شهروند امروز که همواره مسائل زنان را به عنوان تیتر یک یا تیتر صفحه اول خود بر می گزیند و حامی و پشتیبان «فتنه زنان» است در تیتر روزنامه شماره 483 در مورخ 04 / 11 / 93 تیتر «بیکاری 82 درصد از زنان سرپرست خانوار» را به عنوان تیتر یک روزنامه خود بر می گزیند تا به چشم همه ی رهگذرانی که از جلوی باجه روزنامه فروشی عبور می کنند بخورد. نکته قابل توجه در این تیتر آن است که با وجود اظهار نظر  حسین راغفر ۳۸‌درصد خانوارهای مردسرپرست دچار فقر هستند ولی تیتر «49 درصد خانواده های زن سرپرست دچار فقر هستند» به عنوان تیتر یک انتخاب می شود.
Image
همچنین همین روزنامه در شماره 486 نیز در گوشه ای از روزنامه، مجددا مسئله زنان سرپرست خانوار را در تیتر صفحه اول خود انتخاب می کند.
نکات مورد اشاره قرار گرفته در این دو مطلب این موارد است. در مطالب زیر دقت نمایید که مشاهده کنید که چه کسانی مجریان و فعالان مسئله اشتغال زنان در جامعه هستند:

1. همایش «زنان در مسیر توسعه اجتماعی با تأکید بر برنامه ششم توسعه» با حضور مسئولان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و تعدادی از اقتصاددانان برگزار شده است.

2. علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در حاشیه این همایش گفت: لازم است در برنامه ششم توسعه زنان بیشتر مورد توجه قرار گیرند البته ما در سرفصل‌های رفاهی در این زمینه کار می‌کنیم. او افزود: ما هماهنگی‌هایی را با معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست‌جمهوری و وزارت کشور در حوزه‌های رفاهی زنان انجام داده‌ایم. مذاکراتی را نیز با شهرداری تهران آغاز کرده‌ایم تا 4-5 مرکز فروش تولیدات زنان سرپرست خانوار را ایجاد کنیم. قصد انجام برنامه ریزی‌هایی را نیز با استانداری‌ها داریم و سعی می‌کنیم آنان را تعاون پذیر کنیم. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اضافه کرد: رشد مدیران زن ازجمله سیاست‌های دولت است درحال حاضر میزان تحصیلات و آمادگی زنان متناسب با سطوح مدیریتی نیست.

(یعنی اگر زن ها الآن می توانستند مدیر شوند ما آنها را مدیر می کردیم ولی چون در حال حاضر توانایی ندارند چنین کاری نمی کنیم)           

3. شهیندخت مولاوردی، معاون امو ر زنان و خانواده رئیس جمهوری گفت: «زنان محور توسعه پایدار هستند و توسعه تنها با حضور مردان و زنان توانمند تداوم می یابد و تا زمانی که زنان خارج از تصمیم گیری باشند توسعه دست یافتنی نیست.» 

(حالا اینکه منظور از توسعه، چه نوع از توسعه ای است؟ آیا منظور توسعه به سبک غربی است؟)        

4. حمدرضا سپهری، رئیس موسسه کار و تأمین اجتماعی یکی دیگر از سخنرانان این همایش بود. او گفت که سهم اشتغال زنان طی 5‌سال گذشته در مقایسه با مردان سیر نزولی داشته است: «امروز بحث توسعه و حرکت به سمت جامعه مطلوب دغدغه همه کشورهاست که در جامعه به توسعه پایدار و فراگیر از آن یاد می‌شود و در آن مشارکت تمامی ذینفعان و بهره‌مندی از مزایای آن برای همه مورد توجه است.» او با اشاره به این‌که توسعه پایدار دارای ابعاد اقتصادی و زیست‌محیطی است گفت: «زنان در این فرایند نقش اساسی ایفا می‌کنند و سازمان بین‌المللی کار نیز به فرصت‌های برابر میان زنان و مردان تأکید دارد و ایران نیز با پذیرش مقابله نامه‌های این سازمان در این زمینه موظف است تا سالانه گزارشات خود را به این سازمان ارسال کنند. تا ‌سال 2022 یک‌میلیارد زن وارد اقتصاد جهانی می‌شوند که از آنها به‌میلیارد سوم یاد می‌شود و از این یک‌میلیارد 94‌درصد در کشورهای درحال توسعه و 6درصد نیز در کشورهای توسعه یافته هستند.» رئیس موسسه کار در ادامه به ارایه آمار در زمینه وضع اشتغال در کشور پرداخت: «طبق گزارشات مرکز آمار ایران از 76‌میلیون جمعیت در‌سال 92، 4/50 را مردان و 4/49 را زنان تشکیل می‌دهند و تعداد دانشجویان نیز در‌سال 92، 8/51‌درصد مردان و 2/48 نیز زنان هستند. از نظر وضع اشتغال هم در 5‌سال گذشته یعنی از‌سال 88 تا 92 سهم شاغلان مرد روند صعودی داشته و از 5/82 به 3/85‌درصد رسیده است. اما در این میان زنان از 5/17‌درصد به 7/14 کاهش داشته است.» به گفته او میزان جذب اشتغال زنان طی سال‌های 88 تا 92 تنها در بخش‌های آموزش و خدمات به مرز برابری با مردان رسیده است.
حمید رضا سپهری - مدیر موسسه تامین اجتماعی
(تاکید این مدیر دولتی بر اجرای سیاست های غربی در کشور اسلامی است. در حالی که مرتبا این سیاست ها به باد انتقاد گرفته می شود و معایب و بدی های آن روز بروز روشن تر می گردد باز هم شخصی مثل حمید رضا سپهری می آید از این سیاست ها دفاع می کند.)            

5. وحیده نگین، مشاور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در امور زنان و خانواده در ادامه این همایش گفت «توانمندسازی زنان و ایجاد زمینه مشارکت اجتماعی آنان علاوه بر اثرات کوتاه مدت و بلندمدت در فرآیند توسعه، اثرات بین نسلی هم خواهد داشت.»

(متاسفانه مغلطه در بین سخنان مسئولان تراز اول کشور به خوبی مشهود است. وفتی کشور ما این همه مرد بیکار و مرد شاغل کم درآمد دارد، و دولت هنوز نتوانسته است برای همه مردم کار و فرصت های شغلی فراهم کند، مسئولین کشور ما در سخنرانی هایشان به اشتغال زنان دامن می زنند و سیاست هایی را در اولویت خود قرار می دهند که باعث تشدید مسائل این چنینی می شود. به طور مثال فرصت های شغلی محدود فعلی را به زنان اختصاص دادن منجر به بیکاری بیشتر مردان و مجرد ماندن دختران بیشتر می شود. یا وقتی آنها مجرد بمانند اثر بین نسلی آن چیزی جز کاهش جمعیت و سست شدن روابط اجتماعی نخواهد بود.)            

6. حمید کلانتری، معاون تعاون وزارت کار از دیگر سخنرانان این همایش بود. به گفته او درحال حاضر 11‌هزار تعاونی زنان با عضویت 131‌هزار نفر و اشتغالزایی برای 119‌هزار نفر در کشور به فعالیت مشغول هستند: «هر تعاونی که 70‌درصد آن را زنان تشکیل دهند تعاونی زنان محسوب می‌شود. 10‌درصد از کل تعاونی‌های کشور را زنان تشکیل دادند و حدود 11‌میلیون نفر عضو زن نیز در شرکت‌های تعاونی حضور دارند که 25‌درصد از اعضا را دارندگان سهام عدالت تشکیل می‌دهند.» او با اشاره به این‌که 11‌هزار تعاونی زنان درحال حاضر در کشور فعال‌اند گفت: «این تعداد تعاونی 131‌هزار نفر عضو دارد و اشتغالزایی برای 119‌هزار نفر را فراهم کرده است. میانگین اشتغالزایی تعاونی زنان نیز حدود 11 نفر است و زنان در مجموع 3/8 از مدیر عاملی شرکت‌های تعاونی را برعهده دارند. همچنین 11‌درصد از اعضای هیات‌مدیره شرکت‌های تعاونی‌ها را نیز زنان تشکیل می‌دهند و بالغ بر 10‌درصد از بازرسان تعاونی‌ها از میان زنان هستند.»

(مثل همیشه روند رو به رشد حضور زنان و آمار بالای اشتغال زنان به عنوان تیتر اول انتخاب نمی شود)               

7. حسین راغفر، اقتصاددان با اعلام این‌که ۸۰‌هزار‌میلیارد تومان فرار مالیاتی داریم، گفت: «فقر رو به فزونی است. ۳۸‌درصد خانوارهای مردسرپرست و ۴۹‌درصد زن‌سرپرست دچار فقر هستند.» این اقتصاددان در آمار وضع زنان سرپرست خانوار، گفت: «برای یک دوره 30ساله از‌سال 63 تا 92 فقر را مطالعه کردیم، همواره این روند در حوزه زنان گسترش یافته است یعنی فقر زنان روز به روز بیشتر شده که این میزان آسیب‌پذیری در زنان بیشتر است و نسبت به خانواده‌های مرد سرپرست به میزان دارایی‌شان‌بیشتر تحت‌تأثیر آسیب‌های اجتماعی هستند. از‌ سال 85 تا 90 آسیب‌پذیری مردها به دارایی‌هایشان بیشتر 4‌درصد است و در‌سال 63 روند صعودی داشته و می‌توان گفت گروه‌های جوان‌تر آسیب‌پذیرترند و این آسیب‌پذیری هرساله بیشتر شده است.»این اقتصاددان ادامه داد: «سلامت مادر و کودک از بارداری تا تا پایان 6سالگی کودک، رسیدگی به زنان دارای مشکلات مالی و ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان و تبار خانواده، توجه به زنانی که قربانی همسرآزاری شده‌اند باید در دستور کار دولت قرار گیرد و دولت موظف به تأمین قرار وثیقه رایگان شود. آن دسته از زنان که به‌دلیل بیماری از کارافتادگی اعتیاد، فوت همسر درمعرض آسیب اجتماعی هستند دولت موظف به حمایت شود. دولت مکلف است اشتغال کامل را برای زنان فراهم کند و ما نباید متکی به درآمد نفت باشیم. همه علایم نشان‌دهنده این است که فقر در جامعه رو به فزونی است.»

(باز هم جای خوشحالی است که این اقتصاد دان در کنار مشکلات زنان، به آمار بالای فقر در بین مردان سرپرست خانوار نیز اشاره کرده است. ولی با این وجود راه حل هایی که اینها برای حمایت از زنان داده اند (مثل قرار وثیقه رایگان) یا اشتغال کامل برای زنان، اگر برای مردان ایجاد شود مطمئننا بیشتر به حال کاهش جرم و جرایم حفظ کیان خانواده موثر خواهد افتاد تا زمانی که برای زنان ایجاد گردد.)          


همچنین در مطلب دیگری که در شماره 483 و در مورخه 04/11/93 منتشر شده است به این موارد اشاره شده است:
1. مشکلاتشان زیاد است، زنان سرپرست خانواری که حالا به گفته معاون رئیس جمهوری، ٨٢‌درصدشان بیکار هستند. زنانی که حالا بیش از گذشته آسیب‌پذیر شده‌اند. می‌گوید زنان بیشتر از مردان در معرض فقر هستند، فقر آنها اما بیشتر از این‌که جنبه اقتصادی داشته باشد، اجتماعی است، روانی است. 

             

2. اکبر رجبی، مدیرعامل جمعیت طلوع بی‌نشان‌ها، هم صحبت‌هایی می‌کند و از وجود ٥٠٠ کارتن‌خواب زن در تهران خبر می‌دهد. «در شهر تهران ١٠ تا ١٥‌هزار کارتن‌خواب مرد و ٥٠٠ کارتن‌خواب زن وجود دارد درحالی‌که این آمار همواره درحال افزایش است به‌طوری که تا چهار‌سال پیش تعداد زنان کارتن‌خواب در تهران ٢٠٠ نفر بود.» رجبی مشهود درباره هزینه‌های این مرکز توضیح می‌دهد: «به جز هزینه‌های خوراک که ماهیانه ٥٠ تا ٦٠‌میلیون تومان است باقی هزینه‌ها ارزشی است، به این معنی که خدماتی مانند پزشکی و آموزشی به صورت رایگان ارایه می‌شود.» به گفته او، این موسسه بیش از ١٠‌هزار عضو دارد و درحال حاضر به‌عنوان تنها حامی تخصصی در زمینه معضل کارتن‌خوابی، می‌کوشد تا با حفظ و اشاعه آیین مهرورزی نگاه جامعه را به موضوع اعتیاد و کارتن‌خوابی تغییر داده و کمک کند تا افراد بیشتری با مشارکت در این فرآیند وارد چرخه درمان و بهبودی شوند. 

(می بینید؟ با وجود 10 تا 15 هزار کارتن خواب مرد، ولی کارتن خواب های زن به عنوان تیتر رسانه ها انتخاب می شوند. مثلا نحوه تیتر زنی این رسانه را ببینید:
http://www.yjc.ir/fa/news/5092083/باور-کنید-لطفا-زنگ-خطر-اعتیاد-در-میان-زنان 
برای جنسیت زن خیلی قشنگ و حساب شده تیتر می زنند تا مخاطب خوب با آن درگیر شود. ولی برای مردان چطور؟)          

3. سارا چرتابیان، نایب‌رئیس هیأت‌مدیره موسسه طلوع بی‌نشان‌ها هم صحبت‌هایی کرد. «در این سرا، ١٥ شغل برای زنان آسیب‌دیده اجتماعی آماده می‌شود و آنها باید ٤٥ واحد مهارتی را در رشته‌هایی مانند قالیبافی و گلیم‌بافی پشت سر بگذارند. درحال حاضر سرای مهربانو برای ٧٠ نفر تجهیز شده است ولی قابلیت پذیرش ٢٥٠ زن آسیب‌دیده اجتماعی را نیز داریم.» به گفته او، ‌سال گذشته ٩٢٧ معتاد مرد بهبود پیدا کردند.

(روز بروز بر اماکن و موسساتی که آموزش های مهارتی برای زنان ارائه می دهد افزوده می شود و مردان در انزوا و بی کاری و کم درآمدی و خشونت زنان قرار می گیرند.)         


اسناد:
1. روزنامه شهروند امروز: تصویر سند بک/ لینک مطلب در سایت روزنامه
2. روزنامه شهروند امروز: تصویر سند دوم/ لینک مطلب در سایت روزنامه     
-

۰۷ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۰۸ ۴ نظر
مدیر

تبعیض در جنس اخبار منتشره رسانه های روشنفکر برای مردان

اگر به اخبار منتشر شده در رسانه های روشنفکر و اصولگرا دقت کرده باشید مشاهده نموده اید که جنس اخباری که در حوزه مردان منتشر می شود با جنس اخباری که در حوزه زنان انتشار می یابد از زمین تا آسمان متفاوت است. در این بلاگ سعی داریم به مرور زمان این تفاوت ها را به صورت مستند ارائه نماییم. عموما اخباری که در حوزه مردان از بسیاری از رسانه های داخلی منتشر می شود منعطف به اعتیاد مردان، خشونت مردان، و در صدر آنها نیز «سربازی مردان» است.
سایت الف
سربازی به عنوان یکی از موارد نقض حقوق مردان در کشور ما مطرح است که کارشناسان مسائل فرهنگی تبعات اجتماعی نامطلوبی برای آن قائل هستند. درباره سربازی و مضرات آن مقالات زیادی نوشته شده که می توان با جستجویی ساده درباره آن اطلاع یافت. این مسئله برای ژورنالیست های فمینیست نیز مثل روز روشن است که سربازی پسران، بهترین فرصت برای جلو زدن دختران در دانشگاه و تحصیل و اشتغال و ... است. حالا چرا این رسانه ها که جزئی ترین مسائلی که زنان در آن تحت تاثیر قرار بگیرند را نقض می کنند و خواستار حفظ حداکثری حقوق زنان هستند جرا برای مردان و پسران چنین واکنشی نشان نمی دهند جای سوال است. ولی آنچه مسلم است آن است که راهبرد این رسانه ها در جهت زن سالاری و تحقیر مرد استوار است.

به عنوان نمونه سایت الف که رویکرد فمینیستی دارد در دو مطلب مستقل از هم که پی در پی منتشر شده نکته ای جالب به ما آموخته است. اینکه این رسانه ها علاقه وافری برای به سربازی فرستادن پسران دارند و دیگر آنکه اخبار سربازی که همواره ترس و لرز بر جان پسران می اندازد (و مصداق عینی تشویش اذهان عمومی است) را پوشش کامل می دهند! ولی اخبار دیگری که مربوط به مردان شود مثل بیکاری مردان و بیکاری پسران تحصیل کرده (که دو برابر بیکاری دختران تحصیل کرده است) هیچگاه از سوی این رسانه ها نقد و بررسی نمی شود. در زیر تصویر این مطلب هویداست:
سایت الفهمانطور که در تصویر فوق مشاهده می نمایید دو مطلب برای دو جنس منتشر شده است: مطلبی که زودتر منتشر شده برای مردان است و عنوان آن «مشمولان غایب خود را برای اعزام معرفی نمایند» و مطلبی که بلافاصله پس از آن منتشر شده است مطلبی با عنوان «جنجال در پارلمان اردن به خاطر نماینده ضد زن» است. نکته قابل توجه دیگر آن است که در این مطلب که سایت الف آن را «ضد زن» نامیده، فردی بر اساس اعتقادات مسلم دین اسلام و در واکنش به بی احترامی و توهین نماینده زن مجلس اردن اقدام به بیان چنین حرفی می زند که به جای آنکه نماینده توهین کننده اولی (که یک زن بوده است) مورد مواخذه گردد نماینده مرد مورد هجمه رسانه ای فمیینست ها قرار می گیرد و با کما ل تعجب به او «ضد زن» گفته می شود.
همچنین در قسمت منابع، مستندات عینی تری نیز ذکر کرده ایم که قابل توجه است.

نتبجه اخلاقی و تاثیر روانی این اخبار بر مخاطب:   
1- کسی جرئت نکند از سربازی انتقاد کند و سربازی به عنوان یک قانون پذیرفته شده توسط روشنفکران به جامعه تجویز گردد.
2- کسی جرئت نکند به حضور زنان در مجلس اعتراض کند.
3- زنان یاد بگیرند که هر وقت مردی نسبت به حضور آنها معترض شد او را به شکایت قانونی تهدید کنند ضمن اینکه مجلس را بهم بزنند و شلوغ بازی درآورند.

منابع:        
- اصل اسناد: سایت الف و رجانیوز / سایت الف

۲۵ دی ۹۳ ، ۰۷:۱۶ ۴ نظر
مدیر

حذف تصویر چند زن در یک روزنامه ناشناخته اسرائیلی

در اولین پست این بلاگ به مطلبی از سایت الف اشاره می نماییم. قبل از اینکه به سراغ اصل خبر برویم خاطر نشان می سازیم که یکی از راهبردهای اصلی ژورنالیست های فمینیست در رسانه های کشور (که تقریبا در هر رسانه ای شعبه و نماینده ای در حوزه زنان وجود دارد) دامن زدن به اخبار زنانه و تازه نگه داشتن مطالبات زنان با خبر سازی است. حالا اگر این خبر مربوط به جامعه هدف باشد تاثیر گذاری اش بسیار بیشتر است و فمینیست ها به همین دلیل بیشتر بر اخبار داخلی متمرکز می شوند. اگر روزی یا هفته ای گذشت و خبر داخلی در حوزه راهبردی فمینیست های ژورنالیست پیدا نشد آنها دست به دامن اخبار خارجی می شوند. نمونه آن هم در خبری است که این روزها از بسیاری از سایت های اینترنتی منتشر شده است.
سایت الف
خبر مربوط می شود به اقدام یک روزنامه ناشناخته یهودی (با تیراژ بسیار کم) در سرزمین های اشغالی، که اقدام به حذف دو زن حاضر در یک جمع سیاسی نموده و در صفحه اول خود چاپ نموده است. این خبر که اصلا ارزش خبری ندارد مورد استفاده فمینیست ها قرار می گیرد و با عنوان جنجالی «جنجال حذف تصاویر زنان از یک عکس+ سند» در رسانه ها منتشر می گردد.

نتیجه ای که این خبر بر روی مخاطب می گذارد عبارت است از:
1- کسی جرئت حذف عکس زنان از همایش ها را نداشته باشد و اگر چنین کند مورد جنجال قرار می گیرد.
2- قدرت نمایی زنان
3- ترسیدن مردان از اینکه بخواهند علیه زنان موضعی بگیرند.

منبع:    
- اصل خبر در سایت الف: لینک  /  تصویر مطلب
- نتیجه جستجوگر گوگل درباره این خبر: لینک اول

۱۴ مرداد ۹۲ ، ۲۳:۱۰ ۲۶ نظر
مدیر